کد خبر:68298
پ

گره زدن سبزه، به نیت باز شدن گره دشواری ها

سیزده بدر پایان دوره جشن های نوروزی است.

به کوشش منیره ملکیان آرانی:
در سیزدهمین روز طبیعت  یا سیزده به در  مردم بنا بر یک سنت فرهنگی از خانه ها بیرون و به دشت و صحرا و باغ می روند تا آخرین روز عید را در طبیعت و در کنار سبزه و گیاه و آب روان و چشمه ها به شادی و خوشی بگذرانند.در گذشته مردم قید و بندی برای رفتارهای خود در روز سیزده را نمی پذیرفتند و با پرخوری ها و شادخوارگی ها نظم و قرارهای اجتماعی را برهم می زدند.رفتارهای بی بندوبار و آشوبگرانه برخی حوادث ناگواری می آفرید که گریبان آن ها ودیگران را می گرفت و گاهی مصیبت هایی به بار می اورد. مردم این مصیبت ها و ناخجستگی ها را اثری از نحسی شماره سیزده می پنداشتند.

افسانهً آفرینش در ایران باستان و مسئلهً نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی دربارهً کیومرث حائز اهمیت زیادی است.
در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. مشیه و مشیانه که پسر و دختر دوقلوی کیومرث بودند روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایهً ازدواج خود را بنا نهادند. این مراسم را بویژه دختران و پسران دم بخت انجام میدادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می کنند و علف گره می زنند. این رسم از زمان کیانیان تقریباً متروک شد ولی در زمان هخامنشیان دوباره شروع شده و تا امروز باقی مانده است. در کتاب مجمل التواریخ چنین آمده ” اول مردی که به زمین ظاهر شد پارسیان او را کل شاه گویند. پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند ” .کردهای ایران و عراق که زرتشت را از خود می دانند روز سیزدهم فروردین را جزو جشن نوروز به حساب می آورند.گره زدن سبزه، به نیت باز شدن گره دشواری ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بیرون کردن نحسی است. این باور، معروف است که ” سبزه گره زدن ” دختران ” دم بخت “، شگونی برای ازدواج و همسر یابی، میباشد(golshn12.blogfa/category/101).
بهار، روز ۱۳ را معرف آشوب ازلی پیش از آفرینش می انگارد و می نویسد: ” هر آشوبی پیش از نظم گرفتن نحس به شمار می آمده است.جهان پس از این آشوب و پس از برقراری نظم مقدس می شود.از این رو هم چنان که پنج روز دزدیده (خمسه مسترقه) مقدس نیست،”سیزده بدر” هم مقدس نیست( علی بلوکباشی، جشن نوزایی آفرینش ،۱۳۸۰، ص۹۰-۸۹).
فره وشی، ناخجستگی این روز را ناشی از حوادث بزرگ کیهانی و واقعه های سهمگین و ناگواری همراه با زمین لرزه و ویرانی می داند که در دوران اساطیری و تاریخی در روز سیزدهم سال نو در جهان رخ داده است: ” این همه حوادث، این اندیشه را در ذهن مردمان به بار آورده است که در هر چندهزار سال، یک بار در همین هنگام سال بلایی آسمانی دوره جهان را فرو خواهد بست و تغییری در جهان حاصل خواهد شد و اعتقاد به هزاره ها که در ایران کهن بسیار رواج داشت از همین رو است.مردم به طور سنتی در هر سال به هنگام روز سیزدهم فروردین ماه منتظر زمین لرزه ای سهمگین بودند و از این رو خان و مان های خود را رها ساخته و در این روز در زیر سقف و بام نمی مانند تا اگر زمین لرزه ای فرا رسد از آسیب در امان باشند.
از سوی دیگر شاید هم اندیشه ناخجستگی عدد سیزده در میان ایرانیان از اندیشه ها و باورهای غیر ایرانی بوده که احتمالا از راه ارتباط های بازرگانی و فرهنگی وارد ایران شده است.
به موجب عقیده یونانی های قدیم، انجمنی مرکب از خدایان دوازده گانه منعقد بود و سیزدهمی وارد شده یکی از آن ها را کشته و این مجلس را بهم زده و از همان روز عدد سیزده منحوس و بدشگون گشت.مردم به همان عقیده گرویدند و از عدد سیزده ترسیدند.مسیحیان جهان نیز از زمان های بسیار پیش عدد سیزده را نحس می شمردند و از آن دوری می جستند.به باوری کهن به هنگام آخرین شام حضرت عیسی، سر سفره سیزده تن بودند که یکی از آن ها خیانت کرد و به دشمن، حضور عیسی را در آن جا خبر داد و او را دستگیر و مصلوب ساختند.
در دین مزدیسنا روز سیزده هر ماه به “تیر” ایزد باران تعلق دارد و به نام او خوانده و مقدس شمرده می شود. در زمان های قدیم ایرانیان ایزد باران را در روزهای سیزده هر ماه به ویژه سیزده تیرماه نیایش می کردند و مناسک دعا به جا می آوردند تا باران ببارد و سبزه و گیاه بروید و نعمت های روی زمین افزون گردد و زندگی تازگی و شادابی بیابد(همان : ۹۰-۹۲).
روح الامینی شباهتی میان سیزده به در و برخی از رسم های “کاتارها” (cathare)،-بازماندگان مانویان در اروپا- که فرهنگی ترکیبی از اندیشه های زرتشتی و فلسفه باستان و مسیحیت دارند، می بیند و گمان میکند که این هر دو شاید ریشه مشترک باستانی داشته باشند.

کاتارها در روز عید پاک که(برخی از سال ها به روز سیزده فروردین نزدیک است)، از خانه بیرون آمده و روز را در دامن صحرا و کشتزار می گذرانند و برای ناهار با خود تخم مرغ می برند.در این روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پیدا کردن آن ها سرگرمی کودکان است.
فره وشی مراسم سیزده در دوران کهن را ویژه طلب باران بهاری برای کشتزارها دانسته و درباره برخی از رفتارها در مراسم سیزده می نویسد:” خوردن غذای روز در دشت و صحرا نشانه همان فدیه گوسفند و بریان است که در اوستا آمده وا فکندن سبزه های تازه دمیده نوروزی ، به آب روان جویبارهای تمثیلی است از دادن فدیه به ایزد آب “آناهیتا” و ایزد باران و جویبارها” تیر” و به این طریق تخمه بارورشده ای را که ناهید فرشته موکل آن بوده،به خود ناهید باز می گردانند و گیاهی را که ایزد تیر پرورانده است به خود وی باز می سپرند تا موجب برکت و باروری و آبسالی در سال نو باشد(همان،ص۱۰۱ ).
مردم گیل و دیلم،به بانوی وهمی زیبایی به نام چهارشنبه خاتون اعتقاد دارند و می گویند این زن زیبا در داخل آب چاه ها زندگی می کند و از سرنوشت همه چیز و همه کس آگاه است.اگر کسی در نیمه شب “گول گوله چارشنبه”(چهارشنبه سوری) نیت کند و به قصد باخبر شدن از سرنوشت خود سرو گردنش را وارد چاه نمود، چندین بار چهارشنبه خاتون را به نام بخواند،خاتون از شخصی که او را می خواند، می خواهد تا گیسویش را بگیرد و او را از چاه بیرون بکشد.اگر شخص پاک باشد و جرات کند و به خواست او عمل نماید،آرزویش برآورده می شود ولی اگر پاک نباشد یا بترسد،چهارشنبه خاتون از چاه بیرون آمده،سیلی محکمی به او می زند و پنهان می گردد. زنان برای دیدار چهارشنبه خاتون و حاجت خواهی از او در سپیده دم چهارشنبه، پیشگاه در خانه و کوچه و راه گذر او را بی آنکه با کسی سخن بگویند،می روبند.باور دارند،که خاتون با جامه سفید و کلامی دلنشین به دیدارشان می آید.هم چنین برای پذیرایی از چهارشنبه خاتون خانه ها را می روبند و از آلودگی و پلیدی پاک می کنند و در چهار گوشه خانه اسپند می سوزانند.خاتون به خانه های کثیف و آلوده نمی آید و اهل خانه را از نعمتو برکت دیدار خود بی بهره می سازد.چهارشنبه خاتون را با کوکوی هفت سبزی و یا هفت گونه سبزی و خوراک های دیگر که آن ها را در ایوان خانه و سر چاه می گذارند،پذیرایی می کنند( همان ص ۶۳-۶۲)
همین آیین در شهر ابوزیدآباد البته به نحوی دیگر نیز وجود دارد.این آیین بسیار زیبا ریشه در باورهای ایرانیان از پیش از اسلام و آیین زرتشت دارد.در آیین آب شنجان که به واقع اقلیمی- دینی است هر بامداد روزهای آدینه، مادران و دختران چادر به کمر بسته، کف خاکی یا آجری حیاط های خانه های کهن و نیز کوچه ها را با آفتابه های مسین و جارو های بلند فراشی آب افشانی می کنند و پس از آن که بوی خوش کاهگل آب خورده فضا را برای رهگذران و ساکنان معطر کرد، هوا به دود سپید اسفند برخاسته از مجمرهای کوچک مسین آذین می شود.سلام های بلند و گرمی که میان برگزارکنندگان این آیین و رهگذران کوچه ها را فتح می کند،به رهگذر طروت و به آن مادر صبح خیز قوت می بخشد( نسرین نیک اندیش، جغرافیای شهرستان آران و بیدگل ، ۱۳۸۸، ص ۲۷۷).

کلیدواژه : کد خبر: ۴۵۰۰
پرتال خبری تحلیلی شهرستان آران و بیدگل
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید